تبليغاتX
بی جواب - نقش خانواده در مهرورزي
Sat 7 Apr 2007
نقش خانواده در مهرورزي

خانواده و نقش آن در توسعه مهرورزي


 

پاسكال در تعريف محبت و مهرورزي مي گويد:


محبت برتر از ماده و عقل است ،نه از اين جهت كه آدمي از قيد و بند اين جهان مادي نجات مي‌دهد بلكه از اين حيث كه شخص را از قيد نفس خود هم آزاد مي نمايد و اورا با ساير آدميان مربوط مي سازد . محبت از عقل و ماده بالاتر است زيرا آدمي را از جهان وجودش نجات داده و به سوي خدا مي برد تا متحد شدن با اقيانوس هستي را تحقق بخشد.


مي توان گفت محبت يگانه نيروي است كه جباران قدرتمند را مي ترساند و همين محبت است كه اثبات مي كند جهان هستي غير از جهان مادي است كه تا حدي محكوم قدرت و خواست ما انسان هاست ، در حالي كه جهان هستي واقعي محكوم يك قدرت بالاتر از اداره مي باشد كه خير و نيكي و حيات را مجسم مي كند و مانع از اين مي شود كه ماده با همه استحكامي كه دارد به وي حكومت كند


بنابراين محبت ، اصل همه تمدن ها و پيشرفت هاست و بدون وجود محبت ، اضطراب وپريشاني جاي آرامش و سعادت را مي گيرد، در نتيجه برخوردها جاي ايثار و حماقت ها جاي حكمت را اشغال مي كند و تعدي و زورگويي ، جانشين عدالت و شهوت ، جايگزين عاطفه مي گردد، همان طوري كه بدون وجود محبت ، در عوض الهام ، شك و وسواس به آدمي غلبه مي كند.


تعريف خانواده:


خانواده گروهي است متشكل از افرادي كه از طريق نسب يا سبب و رضاع با يكديگر به عنوان شوهر، زن، فرزندان، مادر، پدر، برادر و خواهر در ارتباط متقابلند و فرهنگ مشتركي پديد آورده و در واحد خاصي به نام خانواده زندگي مي‌كنند. كه كوچكترين نوع يك اجتماع را تشكيل مي دهند و كانون پرورش محبت و مهرورزي در بشر مي باشد زيرا دانه مهرورزي در اين جامعه كوچك كاشته مي شود ،خانواده به خاطر اهميت زيادي كه دارد در جامعه داراي نقشهاي  نيز مي باشد كه مي توان اين نقش  ها را مورد بررسي قرارداد.


نقش خانواده:


خانواده از ابتداي تاريخ تاكنون در بين تمامي جوامع بشري، به عنوان اصلي‌ترين نهاد اجتماعي؛ زيربناي جوامع و منشأ فرهنگ‌ها، تمدن‌ها و تاريخ بشر بوده است، پرداختن به اين بناي مقدس و بنيادين و حمايت و هدايت آن به جايگاه واقعي و متعالي‌اش، همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انساني و غفلت از آن موجب دور شدن بشر از حيات حقيقي و سقوط به ورطه هلاكت و ضلالت بوده است.


مي توان گفت که خانواده هر چند ساده ترين و کوچکترين شکل زندگي اجتماعي است، در اسلام، در رديف مهمترين نهادهاي اجتماعي قرار دارد و به نقش و تاثير آن اهميت بسيار داده شده و به پايه داري و دوام آن توجه فراوان شده است. خانواده واحد بنيادين جامعه و كانون اصلي رشد و تعالي انسان است، قوانين ومقررات و برنامه‌هاي جامعه بايد در جهت آسان كردن تشكيل خانواده، حمايت و پاسداري از قداست آن واستواري روابط خانوادگي باشد. تربيت و عواطف اجتماعي به عنوان مهمترين ويژگي‌هاي نظام انساني از خانواده نشأت مي‌گيرد از اين رو خانواده در اجتماع داراي جايگاه هاي مختلفي مي باشد.پس خانواده منطقه اي كليدي در يك جامعه دارد كه اگر به آن توجه اي نشود باعث ازبين رفتن جامعه مي شود


نقش عاطفي خانواده در توسعه مهرورزي:


انسان نيازمند محبت است. با محبت، زندگي سرد و افسرده او گرم گرديده، عطر و طعمي دلپذير پيدا مي کند. دوستي و مهرباني و صلح و صفا و آرامش، مطلوب همه انسانهاست. زندگي بدون محبت، مانند پيکر بدون روح است. خانواده کانون گرم محبت است. آنجاست که انسان مي تواند ديگران را، بدون هيچ شائبه اي، دوست بدارد و احساس کند که ديگران نيز او را دوست دارند. بهمين سبب است که كسانيکه مي خواهند زندگي بشر را در اجتماعي دلپذيرتر سازند اجتماع را به يک خانواده تشبيه کرده اند و از مردم مي خواهند تا ديگران را به چشم افراد خانوادة خود نگاه کنند. لذا مهمترين اصل در تشكيل يك اجتماع كوچك جايگاه عاطفي آن است هرچقدر بناي اين اصل محكمتر ساخته شود تاثير آن در جامعه به صورت آشكارترنمايان مي شود و جامعه اي كه بر اساس محبت پايه ريزي شده است بسيارتوانمند است و زندگي دراين اجتماع  بسيار دلپذير است زيرا تمام اعضاي اين اجتماع خود را نسبت به ديگري مسئول مي داند وبراي حل مشكلات جامعه تمامي توان خود را به كار ميبندند پس خانواده در اجتماع از نظر عاطفي نقش بزرگي دارد و هر خانواده اي كه در آن مهر و محبت باشد باعث ترويج و انتشارمهرورزي در جامعه مي شود كه اين خود نيز باعث روشن ماندن آينده كشور مي گردد واميد به زندگي را در جامعه بالا مي برد زيرا هريك اعضاي جامعه دليلي براي زندگي دارند و آن مهرورزيست.


نقش اجتماعي خانواده در توسعه مهرورزي:


زندگي خانوادگي فرد را براي زندگي اجتماعي آماده مي سازد از آنجا که خانواده نخستين اجتماعي است که فرد رسما در آن عضو مي شود اين اجتماع مي تواند چگونگي اجتماعي زيستن را بياموزد، فرزندان در خانه از رهگذر تقسيم کار هر يک وظيفه و مسئوليتي بر عهده مي گيرند و از طريق همکاري با ساير اعضاي خانواده طرز کار دسته جمعي در يک واحد اجتماعي را تمرين مي کنند، سازندگي مهمتر خانواده، هنگامي آغاز مي شود که مرد و زن جوان ازدواج مي کنند و خانودة جديدي تشکيل مي دهند. تشکيل خانواده عملا به معني پذيرش مسئوليت ادارة يک واحد اجتماعي است.پس اگر در حفظ اين  نظام اجتماعي خانواده محبت و مهرورزي را به صورت عادلانه بين اعضاي خانواده تقسيم كنيم مي توانيم شاهد حركتي عظيم باشيم زيرا توانسته ايم در اين اجتماع كوچك رابطه اي صميمانه بين اعضاي آن ايجاد كنيم و هريك از اعضاي اين اجتماع علاوه بر تلاش براي زندگي وانجام وظايف خود به ساير اعضاء وفادار بمانند وبراي بهبود حال آنها تمام تلاش خود را بكارببندند. پس براي آنكه به فرزندان خود درس احساس مسئوليت كردن را بياموزيم تا در اجتماع مسئوليتي را برعهده بگيرند بايد ابتدا راه مهر ومهرورزي را به آنان نشان  داد تا در سايه آن بتواند مسئوليتهاي بزرگ جامعه را برعهده بگيرد.


نقش اخلاقي خانواده در توسعه مهرورزي:


يكي ديگر ازنقش هاي مهم خانواده در اجتماع نقش اخلاق است ، اخلاق يك ركن مهم از اركان خانواده است كه اگر به آن توجه نشود سرنوشت خانواده به تباهي و در نتيجه سرنوشت جامعه ازبين مي رود براي آنكه بتوان خانواده را مستحكم كنيم بايد اصول و موازين اخلاقي را رعايت كنيم خانواده اي كه اخلاق  درآن بر اساس اصول مهرورزي پايه ريزي شده آينده اي روشن براي خود و جامعه دارد ولي اگر دركانون خانواده احترام متقابل و مهرورزي نقشي نداشته باشد باعث فساداخلاقي ميشود


جامعه اي که در آن خانواده محترم باشد و افراد آن به تشکيل زندگي با اشتياق اقدام کنند، از نظر اخلاقي در مقايسه با جامعه اي که جوانان آن رغبتي به تشکيل خانواده نشان نمي دهند سالم تر است زيرا زن و مردي که پيوند زناشويي بسته و خانواده اي بوجود آورده اند، در خود نسبت به سرنوشت همسر و فرزندان خويش احساس مسئوليت مي کنند و همين احساس سبب مي شود بيش از مردان و زنان مجرد قوانين جامعه و قواعد اخلاقي را رعايت کنند.

نوشته شده توسط ّ@... در 0 AM | | لینک به این مطلب
Javascripts